محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1521

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

را به نقل از سيرت رسول الله ( ج 2 ، صص 24 - 1123 ) مىآورم : « و ديگر اختلاف كردند در گور سيّد عليه السّلام . بعضى گفتند كه لحد نبايد كردن ، همچنانكه قاعدهء اهل مكّه است ، و بعضى گفتند كه گور وى لحد بايد كردن ، همچنانكه قاعدهء اهل مدينه است . و شخصى بود از مهاجر كه گور وى فرو بردى در ميان اصحاب و لحد نكردى به قاعدهء اهل مكّه ، و ديگرى بود از انصار كه گور كندى و لحد فرو بردى . پس چون اختلاف نمودند ، عبّاس رضى الله عنه دو كس بفرستاد به طلب آن دو شخص : يكى به طلب گور كن مهاجر ، و يكى به طلب گور كن انصار ، و چون ايشان هر دو به راه بودند كه بيايند ، دست برداشت و گفت : اللَّهم خر لرسول الله صلَّى الله عليه و سلَّم . گفت : بار خدايا ، آن چنان كه بهتر باشد پيغمبر خود را ميسّر گردان . پس اول آن شخص درآمد كه لحد مىبرد ، و او را بياوردند و گور سيّد عليه السّلام فرو برد و لحد كرد » . در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 1832 ) ، نام آن دو تن را ابو عبيدة بن جرّاح ، كه بر رسم مكّيان گور مىكند ، و ابو طلحة زيد بن سهل ، كه بر شيوهء اهل مدينه گور مىكند ، آورده است . در متن سيرة النبى ( ج 4 ، ص 343 ) ، خبر فرستادن عبّاس و خواستن دو كس براى گور كندن با نام ابو عبيدة بن الجرّاح و ابو طلحة زيد بن سهل آمده است ، و نيز در روايتى از الطبقات الكبير ابن سعد ( ج 2 ، ق 1 ، ص 75 ) . ص 352 ، س 3 : دربارهء اسود كذّاب ، پيشتر ، در تعليقهء « ص 322 س 3 و 10 » گفتگو كردم . ( تاريخ طبرى ، ج 4 ، صص 1851 به بعد ، و الكامل ، ج 2 ، صص 336 به بعد . ) ص 352 ، س 10 : شهر بن باذان در متن تاريخ طبرى ، ( ج 4 ، ص 1852 ) ، و أسد الغابه ( ج 3 ، ص 6 ) شهر بن باذام آمده است و در الكامل ( ج 2 ، ص 336 ) شهر بن باذان . ص 352 ، س 14 : « يعلى بن منيه » در متن تاريخ طبرى ( ج 4 ، ص 1852 ) « يعلى بن اميّه » آمده است و هم او است ، و گوياى اضافهء بنوّت ! ( نيز ر . ك : الطبقات الكبير ، ج 2 ، ق 2 ، ص 122 ، ج 5 ، ص 390 ، اسد الغابه ، ج 5 ، ص 128 ، الاعلام زركلى ، ج 9 ، ص 269 . ) ص 352 ، س 15 : در متن ما ، آنجا كه از فرستادن عاملان به يمن سخن مىرود ، اشتباهى روى داده است . و البته اين اشتباه همهء نسخه هاى در زير دست من است . در متن ما آمده : « و نهم معاوية بن